سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

606

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ملخص آنكه زهرى گفت كه : گفتم سعيد بن مسيب را : آيا تو خبر دهنده هستى مرا كه چگونه بود كشته شدن عثمان ؟ وچه بود حال أو وحال مردم ؟ وچرا [ وا ] گذاشتند أو را أصحاب محمد [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ونصرت ويارى أو نكردند ؟ گفت سعيد كه : قتل كرده شد عثمان مظلوم ، وكسى كه أو را قتل كرد ظالم بود ، وكسى كه يارى أو [ را ] ترك كرد معذور بود . زهرى گفت : چگونه بود اين امر ؟ گفت ابن مسيب : هرگاه كه عثمان والى شد ولايت أو را نفرى چند از صحابه مكروه داشتند به جهت اينكه عثمان قوم خود را بيشتر دوست مىداشت وكساني از بنى أمية را كه ايشان را صحبت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ميسر نگرديده - با وجود موجود بودن أصحاب آن حضرت - توليت ممالك مىداد ، واز امراى أو چيزها صادر مىشد كه أصحاب آن را منكر مىشمردند ، وعثمان در آنها عتاب كرده مىشد وآنها را معزول نمىكرد ، پس هرگاه كه أيام شش سال أواخر خلافت أو رسيد پسران عمّ خود را بر ديگران ايثار نموده توليت ممالك داد وغير ايشان را نداد . وعبد الله بن أبي سرح را والى مصر گردانيد وأو در آنجا دو سال بود ، بعد از آن أهل مصر به شكايت أو نزد عثمان آمدند واز أو دادخواه شدند . وپيش از آن از جانب عثمان در ‹ 197 › حق عبد الله بن مسعود وأبو ذر و